غریبه عشق

...غریبه عشق...

دستمو ول نکن...
نویسنده : سیما - ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٩
 

هو

 

این روزها خیلی بی حوصله م، بیشتر کارهام (حتی توی خونه) عقب افتاده. حوصله هیچ کاری رو ندارم، حتی توی اینترنت هم نمیتونم تصمیم بگیرم باید چی کار کنم.

***

بازیهای بچگیمون رو یادتونه؟ بازی لی لی رو تو اینترنت سرچ کردم که توی ویکی پدیا با عنوان "بازیهای کودکان" روبرو شدم. رفتم به گذشته، اون موقع که دوست داشتم کلی دختر و پسر جمع بشن و با هم خاله بزغاله بازی کنیم. فکر بازی لی لی دیوونه م میکنه. الان دیگه کمتر میشه یه حیاط پیدا کرد و یه گچ و برداشت و غرق کودکی شد... یادش بخیر

مگه میشه اسم بازیها رو دید و بغض توی گلومون جمع نشه؟

دوست دارم کلی درباره ش بنویسم، اونقدر که نشون بده چقدر ذهنم درگیر کودکیم شده ولی ترجیح میدم شمارو توی کودکی خودتون تنها بذارم.

http://simaorama.persiangig.com/image/Post89-05-17/hopscotch_small.jpg

 

اگر دوست دارید اینجا اسم بازیها و توضیح بعضیهاشون رو ببینید.

***

 

دارم یه تقویم توی وبلاگم راه میندازم از مجموعه ای از تولد دوستانم. وقتی به وبلاگم میاین خوشحال میشم "اسم"، "نام و آدرس وبلاگ" و "تاریخ تولدتون" رو بهم بگید تا به لیست اضافه بشه.

منتظرم...