غریبه عشق

...غریبه عشق...

نگو حرف رفتنو...
نویسنده : سیما - ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩
 

هو

 

در رابطه با مطلب قبلی خیلی جستجو کردم. خیلی سخته لینک دوستان وبلاگی رو پیدا کنی که مدتیه حذف شده و هیچ اثری ازش نیست. ولی باز شانسی که آوردم اسم وبلاگ کمی خاص بود و دردسرش کمتر از اون چیزی بود که فکرش رو میکردم.

به چند نفر از دوستان اون وبلاگ سر زدم و سعی کردم حس نفرتی رو که احتمالا اونها هم مثل من نسبت به دوست مشترکمون داشتن رو کمتر کنم. هرچند نمیدونم تا چه اندازه موفق بودم.

برای پیدا کردن اون دختر هنوز هم دارم تلاشم رو میکنم. نمیخوام باهاش حرف بزنم، نمیخوام ناامیدش کنم، نمیخوام توی زندگیش دخالت کنم. فقط میخوام یک جمله رو بهش بگم و یا از طرف واسطه ای بهش برسونم.

خدارو شکر تلاشهام داره به نتیجه میرسه و به یه جاهایی رسیدم. فقط منتظر کامنت یک نفر هستم که چند روزه نیست و خیلی نگرانم. از طرفی چند پست قبلیش درباره حذف وبلاگش نوشته بود، از طرفی حال مادرش بد بود و میترسم خدایی نکرده اتفاقی افتاده باشه.

***

* بابت کامنتهاتون تو پست قبلی ممنونم. راستش وقتی مطلب رو نوشتم کمی پشیمون شدم و گفتم نکنه کار درستی نکردم. ولی وقتی نظر همه دوستان رو خوندم مطمئن شدم که کارم اشتباه نیست. همه نظرها برام محترم بودن.[گل]

* همچنان منتظر نظر دوستان درباره مطلب قبل هستم و البته همچنان رمز رو برای هرکسی که تو مطلب قبلی نظر بذاره paste میکنم.

* و یه همچنان!! دیگه؛

دارم یه تقویم توی وبلاگم راه میندازم از مجموعه ای از تولد دوستانم. وقتی به وبلاگم میاین خوشحال میشم "اسم"، "نام و آدرس وبلاگ" و "تاریخ تولدتون (روز، ماه، سال)" رو بهم بگید تا به لیست اضافه بشه.

فعلا این لینکشه، اگر مشخصاتتون رو قبلا گفتید لطف کنید برید چک کنید ببینید درست هست یا نه، شاید هم باز فراموش کرده باشم!:(

* و موضوع آخر! شما رو به خدا قسم میدم وبلاگتون رو حذف نکنید. رویا هم به جمع بیمعرفتها پیوست!!