نگو حرف رفتنو...

هو

 

در رابطه با مطلب قبلی خیلی جستجو کردم. خیلی سخته لینک دوستان وبلاگی رو پیدا کنی که مدتیه حذف شده و هیچ اثری ازش نیست. ولی باز شانسی که آوردم اسم وبلاگ کمی خاص بود و دردسرش کمتر از اون چیزی بود که فکرش رو میکردم.

به چند نفر از دوستان اون وبلاگ سر زدم و سعی کردم حس نفرتی رو که احتمالا اونها هم مثل من نسبت به دوست مشترکمون داشتن رو کمتر کنم. هرچند نمیدونم تا چه اندازه موفق بودم.

برای پیدا کردن اون دختر هنوز هم دارم تلاشم رو میکنم. نمیخوام باهاش حرف بزنم، نمیخوام ناامیدش کنم، نمیخوام توی زندگیش دخالت کنم. فقط میخوام یک جمله رو بهش بگم و یا از طرف واسطه ای بهش برسونم.

خدارو شکر تلاشهام داره به نتیجه میرسه و به یه جاهایی رسیدم. فقط منتظر کامنت یک نفر هستم که چند روزه نیست و خیلی نگرانم. از طرفی چند پست قبلیش درباره حذف وبلاگش نوشته بود، از طرفی حال مادرش بد بود و میترسم خدایی نکرده اتفاقی افتاده باشه.

***

* بابت کامنتهاتون تو پست قبلی ممنونم. راستش وقتی مطلب رو نوشتم کمی پشیمون شدم و گفتم نکنه کار درستی نکردم. ولی وقتی نظر همه دوستان رو خوندم مطمئن شدم که کارم اشتباه نیست. همه نظرها برام محترم بودن.[گل]

* همچنان منتظر نظر دوستان درباره مطلب قبل هستم و البته همچنان رمز رو برای هرکسی که تو مطلب قبلی نظر بذاره paste میکنم.

* و یه همچنان!! دیگه؛

دارم یه تقویم توی وبلاگم راه میندازم از مجموعه ای از تولد دوستانم. وقتی به وبلاگم میاین خوشحال میشم "اسم"، "نام و آدرس وبلاگ" و "تاریخ تولدتون (روز، ماه، سال)" رو بهم بگید تا به لیست اضافه بشه.

فعلا این لینکشه، اگر مشخصاتتون رو قبلا گفتید لطف کنید برید چک کنید ببینید درست هست یا نه، شاید هم باز فراموش کرده باشم!:(

* و موضوع آخر! شما رو به خدا قسم میدم وبلاگتون رو حذف نکنید. رویا هم به جمع بیمعرفتها پیوست!!

/ 38 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
" هیچکس "

یه استادی تو دانشکده داشتیم بهش می گفتن استاد گلابی چون همش کلاس و تعطیل می کرد و نمره هم توپ می داد اما حالا تو پادگان این بنده خدا فرمانده این یارو رو گذاشته تو جیب از اون بپیچونایت منم که خدای دودره کردن ... 2 روز دیگه مرخصی بهم داده توپ جات خالی صفا ... ولی دلم واسه این شهرستانی ها می سوزه خیلی حیونکی ان بنده های خدا نمی تونن برن مرخصصی چون نمی رسن برن شهرستان در کل می گن سخت سربازی همین آموزشیشه که واسه ما هتل شده ... ولی سیما یه غذایی اونجا می دن در حد هتل المپیک یعنی اینقدر خوش پخت هست که من نمی تونم لب بزنم می خوای یه دیس ازش رو واسط بفرستم؟

آمیز میتی

آخه تو این دوره که این خدمات دهنده ها خودشون قطع و وصل میشن .... هیچ حالی واسه ادامه میمونه ؟؟؟؟؟ [چشمک]

IceFlower

سلام - حال شما؟ فکر کنم 10 باری به وبلاگتون سر زدم ولی باز نمیشد البته حدس فهمیدم که مشکل از پرشین بلاگ هست - چون وبلاگ بقیه دوستان هم باز نمی شد - به هر حال ممنون که سر زدین - بابت نظرتون هم تشکر می کنم.

خاله ریزه

عزیزمممممممممممممممممم سلام ممنون که بهم سر زدی من وبلاگتو باز میکردم اما نمی یومد الان بعد از چند دفعه تلاش اومده عزیزم خوبی؟ ممنون

شمس کیا

[گل][گل][گل] تبریک دلم برای وبلاگت تنگ شده بود [خجالت]

زن شرقي

سلام عزيزم. خوبي؟ از اون دوستت چه خبر؟ راستي فكر كنم رمزتو به من ندادي. اگر دوست داشتي بدي خوشحال ميشم.

صنم

سلام سیما جون. خبری نشد عزیزم؟

م ح م د

سلام دوست عزیز !!! وبلاگ عاشقانه پسر شجاع و آتیش پاره به روز شد منتظر حضور گرمت هستم! [گل]

IceFlower

سلام - به روز نمیکنی؟ تکراری شده - این لینکات هم رنگش یه جوریه که اصلا دیده نمیشه - چیه نکنه قهری؟[ناراحت]

سلام